تا حالا براتون اتفاق افتاده که در مورد فردی پیش داوری کنین و بعدش متوجه بشین که تصورتون اشتباه بوده و اون درست نقطهی مقابل چیزیه که فکر میکردین؟
اگه شخصی در مورد شخصیت شما قضاوت نادرست انجام بده ناراحت نمیشین و واکنش نشون نمیدین؟
پیش داوری اساساً خاستگاه علمی نداره و فقط یه ذهنیت کلّییه که نتیجهی تعدادی تجربهی محدوده. فردی که پیش داوری می کنه، تصورات و ذهنیات خودش رو، به همهی عرصههای مشابهی، که به زعم او در چهارچوب پیش داوری اش می گنجند، تعمیم می ده و فاقد آزادی لازم ذهنی برای تشخیص تفاوت های پیش داوریهایش با نظرگاه جدید است.
به این مثال زیر توجه کنین. به نظر من خیلی جالبه.
فرض کنيد به شما، از میان چندین انسان (ساده / معمولی / بازاری / دانشمند / محقق / سياسی) اين امکان را ميدهند که يک رئيس برای دنيا انتخاب کنيد که بتواند دنيا را به بهترين وجه رهبری کرده، صلح، ترقی و خوشبختی برای بشريت به ارمغان بياورد. بين اين چهار داوطلب کدام را انتخاب ميکنيد؟
قبلا يک سئوال: شما مشاور و مددکار اجتماعی هستيد. زن حامله ای ميشناسید که هشت فرزند دارد. سه فرزند او ناشنوا، دو فرزند کور و يکی عقب مانده هستند. در ضمن اين خانم خود مبتلا به مرض مهلک سيفيليس است. از شما مشورت ميخواهد که آيا سقط جنين بکند يا خير... با تجارب زندگی که داريد به ايشان چه پيشنهادی ميکنيد؟ خواهيد گفت کورتاژ کند؟
فعلا برويم سراغ سه نامزد رياست بر جهان
کاندید اول: او با سياستمداران رشوه خوار و بدنام کار ميکند. از فالگير، غيب گو و منجّم مشورت ميگيرد. در کنار زنش دو معشوقه دارد. شديدا سيگاری بوده و روزی هم ده ليوان مشروب (مارتينی) ميخورد.
کاندید دوم: از دو محل کار اخراج شده، تا ساعت 12 ظهر ميخوابد، در مدرسه چند بار رفوزه شده. در زمان جوانی ترياک ميکشيده و تحصيلات آنچنانی ندارد. ايشان هم روزی يک بطر ويسکی ميخورد، بی تحّرک و چاق است.
کاندید سوم: دولت کشورش به ايشان مدال شجاعت داده. گياه خوار بوده و دارای سلامتی کامل است. به سيگار و مشروب اکيداً دست نميزند و در گذشته هيچگونه رسوايي ببار نياورده است.
کاندید چهارم: فردیست بسیار مؤمن و دیندار. نسبت به هموطنان خود بسیار مهرورز (!) یک خدمتگذار [خدمتگزار] مردمی و به فکر اعتلا و پیسرفت کشورش. مورد قبول حکومت کشورش نیز میباشد.
به چه کسی رای ميدهيد؟

کانديد اول: فرانکلین روزولت، سی و دومین رئیسجمهور آمریکا بود. وی دوران ریاست جمهوری بسیار موفّقی داشته. مردم کشورش را از خطر فاشیسم نجات داده و از بنیان گذاران مبانی جهان پس از جنگ جهانی دوم است.
کانديد دوم: وینستون چرچیل ،سیاستمدار، نخست وزیر و نویسندهٔ انگلیسی بوده. وینستون در دنیای سیاست انگلیس نقش بزرگی به عهده داشت چرا که نقش و دخالت سلطنت را در سیاست انگلیس به تدریج تقلیل داد.
کانديد سوم: آدولف هيتلر، دارای مقاماتی همچون صدر اعظم آلمان، رئیس دولت، و... یک دیکتاتور مطلق بوده و بطور مستقیم مسئول هدایت و رهبری سیاست نژادی آلمان نازی، کشتار و سوزاندن جمعی، مرگ و آوارگی میلیونها نفر است!
کاندید چهارم هم همین محمود جیگر خودمونه، سیاستمدار (!) و ششمین رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران است. دیگه خودتون بقیشو بگین...
چه درسی ميگيريم؟
راستی خانم حامله فراموش نشود! 
اگر به آن خانم پيشنهاد سقط جنين داديد همان بس که لودويگ فان بتهوون، بزرگترین و تأثیر گذارترین شخصیت موسیقی تاریخ جهان را به کشتن داديد!
پس چه درسی گرفتيم؟
پيش داوری - خوراك روزمره ما انسانها ـ از بزرگترين اشتباهات بشر است!
------------------------------------------------------------------------------------
* مخابرات ایران دوباره شروع به فیل - ترینگ گستردهی سایتهای اینترنتی کرده. اکثر وبلاگهای دوستان (فانوس، شکلات، اریک و ...) رو دیگه نمیتونم ببینم. فکر میکنم سنسورهاشون رو اخیراً خیلی حساس کردن. تو نوشتن پُستها باید بیشتر دقت کرد!
* هر کس بتونه اشتباهات این تصویر رو پیدا بکنه، پیش من جایزه داره!
* اگه میخواین بدونین قد و وزنتون متناسبه یا نه، این فلش رو ببینید.
* یه ترفند جالب برای مشاهدهی آخرین صورتحساب موبایلتون از طریق sms
* سایت رادیو زمانه اقدام به برگزاری یه مسابقهی داستان نویسی کرده، اونایی که قدرت داستان نویسیشون خوبه، تو مسابقهی قلم زرین زمانه شرکت کنن.
* راستی با کلی تأخیر !Happy April Fool’s Day، اینم یه جورشه دیگه (;
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:17  توسط احسان
|
همه هستی من آیه تاریکیست
که ترا در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتنها و رستنهای ابدی خواهد برد
من در این آیه ترا آه کشیدم آه
من در این آیه ترا
به درخت و آب و آتش پیوند زدم
زندگی شاید
یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن میگذرد
زندگی شاید
ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه میآویزد
زندگی شاید طفلی است که از مدرسه بر میگردد
زندگی شاید افروختن سیگاری باشد در فاصله رخوتناک دو همآغوشی
یا عبور گیج رهگذری باشد
که کلاه از سر بر میدارد
و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بیمعنی می گوید صبح بخیر
زندگی شاید آن لحظه مسدودیست
که نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد
و در این حسی است
که من آن را با ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت...
...........................................................................................
* دیروز تولدم بود «هفتم فروردین هزاروسیصدوشصت ودو»
بر خلاف هر سال، امسال گذر عمرمو بهخوبی لمس کردم و خودمو یه احسان بیست و چهار ساله دیدم. خیلی خوشحالم از اینکه در اولین روزای بهاری متولد شدم چون زندگیم همراه با تجدید حیات طبیعت نو میشه و این خیلی لذت بخشه.
داشتم به این فکر میکردم که اتفاقات این چند سال اخیر چه قدر در سبک و روند زندگیم تاثیر داشته و شاید سهمش بیشتر از اختیارات خودم بوده. تا حالا به حوادثی که تصادفاً تو زندگیِ گذشتتون اتفاق افتاده فکر کردین؟ اینکه اگر اتفاق نمیافتادن آیا حرکت زندگیتون سیر نزولی میداشت یا صعودی؟
زندگی کردن اولین و آخرین امتحان انسانهاست که به نظر من سؤالهای این امتحان همین اتفاقاتند و اختیارات ما پاسخیه که به این سؤالات میدهیم. هر چند بعضی از اتفاقات مطلقند و جوابی ندارند.
* اگه میخواین بدونین چقدر باهوشین این تست IQ رو بزنین. امتیاز من ۱۱۷ شد :)
شمع عمرتون همیشه روشن باشه ![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:28  توسط احسان
|
"نسـیم فروردین وزان ز بستان شد ز نوعروس گل چمن گلستان شد"

بهار با عطر سرمست کننده غنچه ها و جوانه ها و شکوفه هایش، و با آفتاب گرم دلنشینش آمد.
بهار جشن طبیعت است، و طبیعت در جشن بهاری خویش آنقدر زیباست که آدمی را مسحور خویش میکند.
بهار هشدار دهنده است و سرزنش کننده. مسافریست که از دریچه جانت میگذرد و با تو سخن میگوید.
بهار زود گذر است و سبک سیر، تند و بشتاب میگذرد، با نسیم میآید و بر باد میرود، با روزهای درخشان عیدش، با آفتاب و گلش، و با رعشه های عطرناکش.
گیتی هر لحظه در حال نو شدن است و نوروز باستانی فرصتی است برای جشن لحظهای که نو شدن زمین را به ما گوشزد میکند.
جام دلهاتان مملو از شراب روحانی و جاده راهتان همواره سبز.
نوروزتان به نکویی آراسته باد.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:0  توسط احسان
|